|
میگن این نیز بگذرد ... پس چرا نمیگذره ؟؟ | ||
|
نصف شب دیدیم خیلی سرد شد ، باد هم میومد توی چادر ، لباس اسکیمو هم دیگه اثری نداشت دیدم سلمان بیدار شده میگه ، نواب ! کبریت و فندک کجاست ؟ میخوام گاز پیکنیکی رو روشن کنم ، منم بدون اینکه سرم رو از زیر پتو در بیارم ، آدرس دادم :D اون هم بعد از یه مدت کوتاهی خاموشش کرد و خوابید ، دم دمای صبح شد ، من دیدم نمیشه دیگه ، بیدار شدم پیکنیک رو روشن کردم ، و گفتم به درک ، از سرما نمیریم ، گاز مونوکسید کاری باهامون نداره ، این چادر همه جاش در رو داره ،فقط یه خطر ما رو تهدید میکرد و اون هم این بود که من یا سلمان ، به گاز پیکنیکی لگد بزنیم و اون هم بزنه چادر ما روئ بسوزونه ، که خدا رو شکر به خاطر سرما ، هم من و هم سلمان ، خودمون رو چنان مچاله کرده بودیم که عمرا" پاهامون به گاز پیکنیکی می رسید :D یه چیز دیگه ، نصف شب ، دیدیم یه سگ اومده دور و بر چادر ما ، هی پارس میکنه ، هی سر و صدا میکنه ، سلمانه هم یه " چخه" کرد و سگ رفت که رفت :D صبح شد ، بیدار که شدیم ، دیدیم هنوز خیلی سرده ، 3 سوت چادر و بند و بساط رو جمع کردیم ریختیم توی ماشین و ، استارت ، بخاری روشن ، و گفتیم .... آخیییییییش . یخ زدیم . این چه کاری بود ، ولی حال داد :D چای رو توی ماشین خوردیم و به سمت باغ فین کاشان حرکت کردیم . بعد از قین کاشان ، یه سر رفتیم به نیاسر ، شنیده بودیم آبشار خیلی زیبایی داره . 6 کیلومتر از عوارضی کاشان قم که رفتیم ، رسیدیم به یه پل ، که ماشین ها از روی این پل به مشهد اردهال و نیاسر می رند . 20 کیلومتر از همین پل که به سمت مشهد اردهال حرکت کنید ، میرسید به نیاسر منطقه خیلی دیدنی و زیبایی هست که عکس هاش رو توی فیس بوک میزارم . وقتی رسیدیم دیدیم داره برف می باره ، فکر کردیم برف نیست ، اما واقعا" برف بود به سلمان گفتم خدا رحم کرد دیشب یخ نزدیم ، ببین ! داره برف می باره :D بعد از گرفتن کلی عکس ، از منطقه زیبای نیاسر و کارگاه کلاب گیری نیاسر ، یکسره به سمت تهران راه افتادیم . و از اونجا به جاده هراز و در انتها هم برگشتیم به وطنمون ، محمودآباد . سفر بسیار بسیار عالی ای بود ، با اینکه مسیر طولانی و خسته کننده ای داشت ، ولی می ارزید . نکته بسیار جالب این بود که ایران ، واقعا" زیباست ، فکر نمی کنم هیچ کجای دنیا ، این همه زیبایی های طبیعی رو در کنار هم داشته باشه ، هم زمان ، در یک ساعت و لحظه ، در یک نقطه از کشورمون ، بهاره ، یه نقطه هوای پاییزی ، یه جا زمستونی و یه جا هم هوای گرم و تابستونی رو داره کافیه ببینی چی دوست داری ، خیلی راحت میتونی به اونجا سفر کنی . پریشب داشتیم از گرما له له میزدیم و دیشب از سرما هل هل :D ایشاللا 3-4 ماه دیگه ، سفر بعدی ، باید ببینیم این بار از کجا سر در میاریم . داخلی یا خارجی :D موضوعات مرتبط: سفرنامه داخلی [ سه شنبه بیست و چهارم اسفند 1389 ] [ 21:1 ] [ NVB ]
|
||
| [ چت روم خصوصی : نصب دوربین مداربسته ] [ از اینکه مطالب این وبلاگ رو میخونید ، و نظر میدید ، خوشحالم ] | ||