|
میگن این نیز بگذرد ... پس چرا نمیگذره ؟؟ | ||
|
پست ثابت وبلاگ دنیای قشنگی نیست، زلال که باشی سنگهایت رابرمیدارند و به سمت خودت نشانه میروند موضوعات مرتبط: سفرنامه خارجی، سفرنامه داخلی، موضوعات شخصی، مطالب عمومی( هفت بیجار) [ جمعه هجدهم شهریور 1390 ] [ 22:43 ] [ NVB ]
کم کم باید برنامه ریزی کنیم برای سفر گویا این بار قراره با ماشین من بریم . به قول سلمان: نوبتی هم باشه نوبت توئه . آخه پارسال که رفتیم قشم ، با ماشین سلمان رفتیم . گازسوز بود ، خوب بود ، من باید یه دستی به سر و روی ماشینم بکشم . روغن موتور رو عوض کنم ، فیلتر ها رو عوض کنم ، گاز و ترمز و کلاچ رو تنظیم کنم . توی این روزها که یه کم سرم شلوغه ، وقت ندارم برم این کارها رو انجام بدم ، اما خب تا قبل از 10 ام باید یه جوری وقت کنم توی نقشه نگاه میکردم ، ببینمک یه مسیر غیر تکراری پیدا میشه برای رفتن به بندر عباس یا نه تقریبا" مجبوریم از همون مسیر پارسال رد بشیم . اما خب ، این بار 48 ساعت میتونیم تو مسیر باشیم . 10 ام که راه بی افتیم ، باید جوری تو مسیر حرکت کنیم که 12 ام کیش باشیم ، شاید یه شب رو موندیم اصفهان ، البته اگه سلمان راضی بشه ، نمیدونم چرا اصفهان رو دوست نداره . پارسال هم خواستیم بمونیم ، قبول نکرد واسه همین یه سره رفتیم شیراز و شب رو اونجا موندیم باید دید چی میشه دیروز رفتم ساری ، چه برفی میبارید ،خیلی باحال بود موضوعات مرتبط: سفرنامه داخلی، موضوعات شخصی [ چهارشنبه سوم اسفند 1390 ] [ 16:38 ] [ NVB ]
اینجا ساری است
نمایشگاه هوشمندسازی مدارس
بفرمایید پیتز:D
موضوعات مرتبط: موضوعات شخصی [ سه شنبه دوم اسفند 1390 ] [ 13:2 ] [ NVB ]
اینجا ساری است
نمایشگاه هوشمندسازی مدارس
بفرمایید پیتز:D
موضوعات مرتبط: موضوعات شخصی [ سه شنبه دوم اسفند 1390 ] [ 12:48 ] [ NVB ]
چه باید کرد افتادم توی یه دوراهی دو تا مسیر که تقریبا" شرایط برابری دارند . طوری که انتخاب برای من خیلی سخت شده ، خیلی . مسیر اول : انتخاب جابهار ، و اقامت در چابهار ، شرایط کاری نسبتا" مناسب تر ، و به احتمال خیلی زیاد پیشرفت در کار دیگه اونجا مثل اینجا شیفت نمیگیرم ، از مزایای پرسنل رسمی استفاده میکنم . دور از خانواده و دوستان خواهم بود کسی از اعضای خانواده نیست کنارم که مدام بهم غر بزنه :D خودمم و خودم ( توضیح: من توی آزمون استخدامی سازمان بنادر ، بندر چابهار، قبول شدم ، گرچه خودم فعلا" از پرسنل قراردادی این سازمانم ) . . . موضوعات مرتبط: موضوعات شخصی ادامه داره ، .... [ دوشنبه یکم اسفند 1390 ] [ 18:8 ] [ NVB ]
عجب اوضاعی شده من که قید کیش رو زده بودم . پریروز به خانوم زارع - امور رفاهی بندر- زنگ زدم و گفتم ، برنامه کیش ما رو کنسل کنید ، با شرایطی که پیش اومده برام ، نمیتونم روز 20 ام کیش باشم . ایشاللا بعد از عید . دیروز دیدم بنده خدا بهم زنگ زد و گفت : آقای محمدی ، من برای تاریخ 12 اسفند تا 15 اسفند ، هتل سازمان رو توی کیش برات رزرو کردم ، خوبه دیگه ؟ گفتم : خیلی خوبه ، عالیه کلی هم ازش تشکر کردم ، که بنده خدا پیگیر کار من بود ، خودم که کلا" قضیه رو منتفی میدونستم .اما جور شد با این حساب ، باید از 10 اسفند ، استارت مسافرت رو بزنم ، بد شد که نمیتونم رای بدم :D دیروز ، بالاخره موفق شدم برم آرایشگاه ، داشت تبدیل به تلسم میشد :D بیچاره ، آرایشگر ، شاکی شده بود ، این چه وضعشه . دیروز یه اتفاق دیگه هم افتاد دیروز ، نماینده های نامزدهای انتخابات مجلس ، میهمان موسسه طلوع اندیشه بودند قرار بود بیاند و برای برنامه پرسش و پاسخ ، برنامه ریزی کنند . من هم رفتم و یه چندتا عکس با گوشیم انداختم اول نماینده حاج احمد ناطق نوری اومد ، بعد از نیم ساعت ، نماینده دکتر یزدانی ، اومد و دیگر هیچ بقیه اساتید تشریف نیاوردند به قول آقای مسعودی ، شما که قبل از انتخابات ، به مطالبات مردم جواب نمیدید ، رای رو که بگیرید دیگه نمیشه شما رو دید برای کسانی که در جریان نیستند بگم که ، موسسه طلوع اندیشه مازندران ، یه موسسه مردم نهاد هست که امسال برای اولین بار قصد داره جلسات پرسش و پاسخ رو با حضور کاندیداها ، در جمع اعضای این موسسه ، راه بندازه ، که میتونه دیدنی و جالب باشه روز 4 شنبه 3 اسفند هم قراره حاج احمد ، بیاد و جوابگوی سوالا باشه موضوعات مرتبط: موضوعات شخصی [ دوشنبه یکم اسفند 1390 ] [ 11:48 ] [ NVB ]
امروز کسی از دوستان به وبلاگم سر نزده کل بازدید وبلاگم همش به 10 بار نمیرسه که 7-8 بارش رو خودم بودم :D مهم نیست ، من اینجا رو به چشم دفترچه خاطراتم میبینم ، گاهی اوقات روزی 5-6 بار ، آپدیتش میکنم امان از دست پرسنل آموزش و پرورش محمودآباد ، که کاری جز سنگ اندازی ندارند آقایون ، چون میبینند از بابت فعالیت ما در بحث هوشمندسازی مدارس ، چیزی نصیبشون نمیشه ، مدام دارند توی کار ما سنگ اندازی میکنند میگند : ما که نمیخوریم ، پس نزاریم کسی بخوره . ای روزگار . در این مورد خیلی مسائل و موارد ، بوجود آوردند که کلا" نمیدونم از چیش بگم فقط همینقدر رو بگم که خیلی پست و رذل تشریف دارند ، ( منظورم 2 - 3 نفر از اوناست. بقیه خیلی آدمهای محترم هستند . البته تا اونجا که من شناختمشون ) خدا جای حق نشسته ، همیشه اینجور نمیمونه موضوعات مرتبط: موضوعات شخصی [ یکشنبه سی ام بهمن 1390 ] [ 18:19 ] [ NVB ]
یعنی آدم اینقدر هم بدشانس ؟ با بدبختی ، تونستم برای تاریخ 20 اسفند تا 23 اسفند ، پذیرایی سازمان بنادر در کیش رو رزرو کنم . ما هم تصمیم گرفتیم ، مثل سفر پارسال ، با ماشین بریم . چون حالش بیشتره تو مسیر ، بیشتر از خود مقصد ، به آدم خوش میگذره تصمیم بر این شد که 18 ام راه بی افتیم ، 20 ام کیش باشیم تا 23وم و نهایتا" روز 27 اسفند ، سر شیفت خودم باشم امروز تاریخ و محل مصاحبه استخدامی سازمان بنادر مشخص شد به دلم افتاده بود ، این مسافرت ، یه جوری به هم میخوره دقیقا" روز 20 اسفند ، باید تهران باشم ، برای مصاحبه با این اوصاف ، که روز 27 ام ، هم شیفتیم میخواد بره مرخصی ، و من حتما" باید سر شیفت باشم حتی عقب انداختن تاریخ رزرو پذیرایی سازمان ، هیچ دردی رو دوا نمی کنه از تهران تا بندرعباس 24 ساعت با ماشین ، فاصله است هرجور هم حساب کتاب کنیم ، کیش برو نیستیم . نمیرسم که بریم بدجور حالم گرفته شد ، اما من دست بردار نیستم ، میریم سمت غرب کشور ، کردستان و کرمانشاه و .... چه میدونم ، هرجا که شد ، میریم فقط اینکه اونور بریم نمیشه توی چادر خوابید ، بی برو برگرد یخ میزنیم قضیه کاشان ، هنوز یادم نرفته :D . یادش بخیر چه زود یه سال گذشت الان هم باید زنگ بزنم با کلی عذر خواهی ، پذیرایی کیش رو کنسل کنم . موضوعات مرتبط: موضوعات شخصی [ شنبه بیست و نهم بهمن 1390 ] [ 12:17 ] [ NVB ]
[ شنبه بیست و نهم بهمن 1390 ] [ 9:56 ] [ NVB ]
امشب از رادیو ، آهنگ استاد بنان رو گذاشته بود . البته یه نفر دیگه هم قبلش با گیتار اون رو اجرا کرده بود که صدای دلنشینی داشت . نمیدونم کی بود . آنکه او ز غمت دل بندد چون من کیست ناز تو بیش از این بهر چیست ؟ تو الهه نازی،در بزمم بنشین من تو را وفادارم بیا که جز این نباشد هنرم
این همه بی وفایی ندارد ثمر به خدا اگر از من نگیری خبر نیابی اثرم دانلود آهنگ الهه ناز از استاد بنان موضوعات مرتبط: موضوعات شخصی، مطالب عمومی( هفت بیجار) ادامه داره ، .... [ جمعه بیست و هشتم بهمن 1390 ] [ 0:0 ] [ NVB ]
امشب سالگرد فوت پدربزرگمه . احتمالا" مرخصی میگیرم و شب میرم و البته دوباره برمیگردم تقریبا" 10-12 سالی میشه که فوت کرده ، اما هنوز خاطراتش یادمه هر سال عید ، اسکناس تا نشده 10 تومنی ، چیزی نیست که از یاد آدم بره اینو میگم ، چون عیدی ای که اون بهمون میداد ، منحصر به فرد بود ، بنده خدا ، یه ماه آخر عمرش رو توی خونه ما بود ، تازه از بیمارستان آورده بودنش ، قرار بود پیش ما بمونه تا حالش بهتر بشه ، اما بعد از یه ماه ، گیر داد که باید برم خونه خودم خلاصه بعد از کلی اصراری که کرد ، با اینکه حالش خیلی هم خوب نشده بود ، بردنش به خونه خودش فردای اون روز ، در حالیکه توی بغل دائی کوچیکم بود ، میگفت ، آقا کیا ( یکی از سید های روستاشون ) داره بهم لبخند میزنه ، و در همون حال عمرش رو داد به شما دائیم یه روز از آقا کیا پرسید فلان روز تو اونجا بودی ، گفت من اصلا" جای دیگه ای بودم . اونجا نبودم پدربزرگم ، مثل همه پدربزرگها ، مهربون بود و دوست داشتنی وقتی خبر فوتش رو شنیدم ، سعی کردم خودم رو کنترل کنم ، چون اصلا" نمیتونستم باور کنم خودم رو از محموداباد ، رسوندم به خونشون ، پدر و مادرم قبل از من رفته بودند جلوی در خونه که رسیدم ، جمعیت رو دیدم ، دم در ، داخل حیاط ، و ... پر بود از جمعیت آشنا و غریبه ، دیگه نتونستم خودم رو کنترل کنم ، انگار واقعیت داشت ، . . . خدا رفتگانتون رو بیامرزه ، ممنون میشم یه فاتحه برای شادی رفتگان خودتون و من ، بخونید
موضوعات مرتبط: موضوعات شخصی [ پنجشنبه بیست و هفتم بهمن 1390 ] [ 17:15 ] [ NVB ]
inja madrese ebtedaey roostaaye telarom hast
omadim ke system hooshmand nasb konim
taghriban kaare ye kelas tamom shode va farda sob ye kelas diige ro hooshmand mikoniim
موضوعات مرتبط: موضوعات شخصی [ چهارشنبه بیست و ششم بهمن 1390 ] [ 18:39 ] [ NVB ]
inja madrese ebtedaey roostaaye telarom hast
omadim ke system hooshmand nasb konim
taghriban kaare ye kelas tamom shode va farda sob ye kelas diige ro hooshmand mikoniim
موضوعات مرتبط: موضوعات شخصی [ چهارشنبه بیست و ششم بهمن 1390 ] [ 18:38 ] [ NVB ]
[ سه شنبه بیست و پنجم بهمن 1390 ] [ 16:9 ] [ NVB ]
SKIP cheraaa ZeNdegii ye Dokmeye SkiP nadaaRe ? cheRaaa ye doKme nadaaRe ke ye Ho bezaNiim 1 saaL bad ? BadaM miyaad az iin rooZ haaYe mozakhRaF EmroooZ cheghad mozakhRafe موضوعات مرتبط: موضوعات شخصی [ سه شنبه بیست و پنجم بهمن 1390 ] [ 10:15 ] [ NVB ]
زدست دیده و دل هر دو فریاد که هر چه دیده بیند دل کند یاد بسازم خنجری نیشش ز فولاد زنم بر دیده تا دل گردد آزاد موضوعات مرتبط: موضوعات شخصی، مطالب عمومی( هفت بیجار) [ دوشنبه بیست و چهارم بهمن 1390 ] [ 22:31 ] [ NVB ]
فک کنم بهتر باشه ، بگم جریان از چه قراره
لینک عکس سایت http://up98.org/upload/server1/01/a/wh4cnadyjbkt5i61s2ap.jpg چند وقت پیش توی آزمون استخدامی سازمان بنادر شرکت کردم به اتفاق یکی از همکارام ، از بنادر دیگه هم شرکت کردند . این آزمون مربوط به بنادر جنوب کشور بود فقط با یه سری شرایط خاص ، برای یکی از بنادر جنوب ما هم شرکت کردیم من بندر چابهار رو انتخاب کردم و دوستم بندرعباس ، حالا ، چند روز پیش نتیجه اومد و من قبول شدم و اون نه . همه همکارا بهم تبریک گفتند ... یه سری از همکارا هم گفتند ، واقعا" میخوای بری ؟ نمیخواستم موضوع رو کسی بدونه . نشد دیگه گاهی اوقات توی خونه یه جر و بحث هایی میکنیم امروز هم با عصبانیت گفتم ، من که دارم میرم چابهار . و ..... مادرم بنده خدا خشکش زد ، حالا نمیشه همش رو تعریف کرد ولی آخرش گفت ، من نمیزارم بری گفتم ، به کسی نگم ، یه هو بگم : من فردا صبح دارم میرم ، خداحافظ فکرش رو هم میکردم ، نتونم این کار رو بکنم نشد دیگه از طرفی هم خودم دو دلم ، جنوب ، جا برای پیشرفت زیاده ولی عکس های چابهار رو که دیدم ، یه کم وحشت کردم ، چجوری باید اونجا زندگی کنم دور از خانواده و دوستان نمیخوام استخاره بگیرم ، یه هو دیدی خوب اومد . و من هم لحظه آخر نتونستم برم ، دلم نکشید برم ، چیکار کنم اونوقت . زمان دقیق مصاحبه رو اعلام نکردند امیدوارم اختلالی توی برنامه سفر من و سلمان ( احتمالا" به کیش) ایجاد نکنه موضوعات مرتبط: موضوعات شخصی [ دوشنبه بیست و چهارم بهمن 1390 ] [ 20:10 ] [ NVB ]
[ دوشنبه بیست و چهارم بهمن 1390 ] [ 1:44 ] [ NVB ]
[ یکشنبه بیست و سوم بهمن 1390 ] [ 23:53 ] [ NVB ]
[ یکشنبه بیست و سوم بهمن 1390 ] [ 22:23 ] [ NVB ]
تماس گرفتم ، گفتند تا آخر هفته اعلام میکنیم عجبا چی بیخودی دارن استرس زایی میکنن خب گفته بودید 23 وم ، امروز هم که 23 ومه ، بگید دیگه ای بابا موضوعات مرتبط: موضوعات شخصی [ یکشنبه بیست و سوم بهمن 1390 ] [ 10:51 ] [ NVB ]
farda 23vom bahman miiiiishe
gharaar booid ye khabariiii behem daade beshe
yaniiii fardaaaaa javaab miidan?
yanii kheyrE man tooshe ?
nemidonam che konam
heyf ke nemiiTonam touZiiHe biishTariii benvisam
fardaaaa
shayad khabaresh ro behem bedan
shaaayad
faghat Moooondam badEsh che konam
موضوعات مرتبط: موضوعات شخصی [ شنبه بیست و دوم بهمن 1390 ] [ 22:37 ] [ NVB ]
EmroooZ Be ZaaHer RooZe khoBiiYE amma Ta HalaaSH ke 2 Ta ZeDDe HaaL khoRdaM amma nemidoNam cheRaa , baaZ ham ehsaaS mikoNam EmrooZ rooZe khoBiiiiYe موضوعات مرتبط: موضوعات شخصی [ جمعه بیست و یکم بهمن 1390 ] [ 10:27 ] [ NVB ]
[ پنجشنبه بیستم بهمن 1390 ] [ 0:13 ] [ NVB ]
امشب یاد مرگ افتادم خوبه که آدم همیشه به یاد مرگ باشه . مرگ حقه و از این جور حرفا روزی نیست که به یاد مرگ نباشم همیشه به این فکر میکنم ، که چطور روزی خواهم مرد کجا و چه ساعتی در کنار دوستان و خانواده یا در تنهایی چه فرقی میکنه خلاصه اینکه میمیریم و بدنمون یه قسمتی از این خاک میشه اما دلم نمیخواد در بستر و توی رختخواب بمیرم در اثر پیری و کهولت سن میخوام تا وقتی روی پاهای خودم هستم ، بمیرم دلم میخواد قبل از کسانی که دوستشون دارم بمیرم ، نه بعد از اونا تحمل مرگ اونها سخته برام تصورش هم برام سخته ، حالا من که بمیرم ، اونا یه جور تحمل میکنن دیگه ، این دیگه مشکل اوناست :D دلم نمیخواد مفت مفت بمیرم . همینجوری ، یه ی هو از یه خیابون رد میشم ، یه هو یکی بزنه بهم و ....تموووم دوست دارم ، تمام اعضای بدنم ، هر چیزیش که قابل استفاده باشه ، برای پیوند اعضا استفاده بشه راستش عضو سایت اهدای عضو هم شدم ، یه کارت عضویت هم برام اومده شاید یکی از این اعضای بدنم ، تو بدن یه شخصی بره که اون شخص آدم مفیدی باشه . شاید ، مردن من باعث بشه که چند نفر به زندگی برگردن مرگ توی مسافرت هم بد نیستا ، از زندگی خسته نشدم هنوز ولی مرگ رو هم دوست دارم نه برای کسی فقط برای خودم موضوعات مرتبط: موضوعات شخصی [ چهارشنبه نوزدهم بهمن 1390 ] [ 22:47 ] [ NVB ]
فکر میکردم امروز روز خوبی از آب در بیاد نه نشد خیلی هم بد نبود ولی میتونست خوب تموم بشه ، نشد که بشه موضوعات مرتبط: موضوعات شخصی [ چهارشنبه نوزدهم بهمن 1390 ] [ 20:22 ] [ NVB ]
[ چهارشنبه نوزدهم بهمن 1390 ] [ 17:49 ] [ NVB ]
[ چهارشنبه نوزدهم بهمن 1390 ] [ 8:15 ] [ NVB ]
اواخر بهمن 1379 درسم تموم شد . دیگه دلم نمیخواست ادامه تحصیل بدم . از درس خوندن خسته شده بودم توی سن 19 سالگی ، فوق دیپلم خودم رو گرفته بودم ، گفتم هرچه زودتر برای خدمت سربازی اقدام کنم ، واسه همین بلافاصله ، رفتم و کارهای تصویه حساب دانشگاه رو انجام دادم و توی اسفند ماه ، تصویه کاملم رو گرفتم و یه نامه هم گرفتم برای معرفی به نظام وظیفه فکر میکنم بین هم کلاسها و هم دوره ای های خودم ، جزو اولین هایی بودم که تصفیه کردم واینو هم مطمئنم که اولین نفری بودم که رفتم خدمت مادرم خیلی دوست داشت که دوران خدمتم رو یه جای آسون و نزدیک ، سپری کنم . میگفت آشنا گیر میاریم که بی افتی سپاه محمودآباد . من هم دوست نداشتم این رو میخواستم برم ارتش ، اون هم یه جای دور ، من حتی دانشگاه راه دور رو هم تجربه نکردم ، حالا بیام توی محمودآباد خدمت کنم ؟ اینو نمی خواستم واسه همین یه کاری کردم ........ موضوعات مرتبط: موضوعات شخصی ادامه داره ، .... [ دوشنبه هفدهم بهمن 1390 ] [ 11:51 ] [ NVB ]
[ شنبه پانزدهم بهمن 1390 ] [ 17:12 ] [ NVB ]
|
||
| [ چت روم خصوصی : نصب دوربین مداربسته ] [ از اینکه مطالب این وبلاگ رو میخونید ، و نظر میدید ، خوشحالم ] | ||