|
میگن این نیز بگذرد ... پس چرا نمیگذره ؟؟ | ||
|
امروز کسی از دوستان به وبلاگم سر نزده کل بازدید وبلاگم همش به 10 بار نمیرسه که 7-8 بارش رو خودم بودم :D مهم نیست ، من اینجا رو به چشم دفترچه خاطراتم میبینم ، گاهی اوقات روزی 5-6 بار ، آپدیتش میکنم امان از دست پرسنل آموزش و پرورش محمودآباد ، که کاری جز سنگ اندازی ندارند آقایون ، چون میبینند از بابت فعالیت ما در بحث هوشمندسازی مدارس ، چیزی نصیبشون نمیشه ، مدام دارند توی کار ما سنگ اندازی میکنند میگند : ما که نمیخوریم ، پس نزاریم کسی بخوره . ای روزگار . در این مورد خیلی مسائل و موارد ، بوجود آوردند که کلا" نمیدونم از چیش بگم فقط همینقدر رو بگم که خیلی پست و رذل تشریف دارند ، ( منظورم 2 - 3 نفر از اوناست. بقیه خیلی آدمهای محترم هستند . البته تا اونجا که من شناختمشون ) خدا جای حق نشسته ، همیشه اینجور نمیمونه موضوعات مرتبط: موضوعات شخصی [ یکشنبه سی ام بهمن 1390 ] [ 18:19 ] [ NVB ]
یعنی آدم اینقدر هم بدشانس ؟ با بدبختی ، تونستم برای تاریخ 20 اسفند تا 23 اسفند ، پذیرایی سازمان بنادر در کیش رو رزرو کنم . ما هم تصمیم گرفتیم ، مثل سفر پارسال ، با ماشین بریم . چون حالش بیشتره تو مسیر ، بیشتر از خود مقصد ، به آدم خوش میگذره تصمیم بر این شد که 18 ام راه بی افتیم ، 20 ام کیش باشیم تا 23وم و نهایتا" روز 27 اسفند ، سر شیفت خودم باشم امروز تاریخ و محل مصاحبه استخدامی سازمان بنادر مشخص شد به دلم افتاده بود ، این مسافرت ، یه جوری به هم میخوره دقیقا" روز 20 اسفند ، باید تهران باشم ، برای مصاحبه با این اوصاف ، که روز 27 ام ، هم شیفتیم میخواد بره مرخصی ، و من حتما" باید سر شیفت باشم حتی عقب انداختن تاریخ رزرو پذیرایی سازمان ، هیچ دردی رو دوا نمی کنه از تهران تا بندرعباس 24 ساعت با ماشین ، فاصله است هرجور هم حساب کتاب کنیم ، کیش برو نیستیم . نمیرسم که بریم بدجور حالم گرفته شد ، اما من دست بردار نیستم ، میریم سمت غرب کشور ، کردستان و کرمانشاه و .... چه میدونم ، هرجا که شد ، میریم فقط اینکه اونور بریم نمیشه توی چادر خوابید ، بی برو برگرد یخ میزنیم قضیه کاشان ، هنوز یادم نرفته :D . یادش بخیر چه زود یه سال گذشت الان هم باید زنگ بزنم با کلی عذر خواهی ، پذیرایی کیش رو کنسل کنم . موضوعات مرتبط: موضوعات شخصی [ شنبه بیست و نهم بهمن 1390 ] [ 12:17 ] [ NVB ]
[ شنبه بیست و نهم بهمن 1390 ] [ 9:56 ] [ NVB ]
شاعر از كوچه مهتاب گذشت، لیك شعری نسرود، نه كه معشوقه نداشت، نه كه سرگشته نبود، سالها بود دگر كوچه ی مهتاب خیابان شده بود... موضوعات مرتبط: مطالب عمومی( هفت بیجار) [ جمعه بیست و هشتم بهمن 1390 ] [ 23:37 ] [ NVB ]
[ جمعه بیست و هشتم بهمن 1390 ] [ 23:29 ] [ NVB ]
[ جمعه بیست و هشتم بهمن 1390 ] [ 20:4 ] [ NVB ]
[ جمعه بیست و هشتم بهمن 1390 ] [ 19:37 ] [ NVB ]
امشب از رادیو ، آهنگ استاد بنان رو گذاشته بود . البته یه نفر دیگه هم قبلش با گیتار اون رو اجرا کرده بود که صدای دلنشینی داشت . نمیدونم کی بود . آنکه او ز غمت دل بندد چون من کیست ناز تو بیش از این بهر چیست ؟ تو الهه نازی،در بزمم بنشین من تو را وفادارم بیا که جز این نباشد هنرم
این همه بی وفایی ندارد ثمر به خدا اگر از من نگیری خبر نیابی اثرم دانلود آهنگ الهه ناز از استاد بنان موضوعات مرتبط: موضوعات شخصی، مطالب عمومی( هفت بیجار) ادامه داره ، .... [ جمعه بیست و هشتم بهمن 1390 ] [ 0:0 ] [ NVB ]
امشب سالگرد فوت پدربزرگمه . احتمالا" مرخصی میگیرم و شب میرم و البته دوباره برمیگردم تقریبا" 10-12 سالی میشه که فوت کرده ، اما هنوز خاطراتش یادمه هر سال عید ، اسکناس تا نشده 10 تومنی ، چیزی نیست که از یاد آدم بره اینو میگم ، چون عیدی ای که اون بهمون میداد ، منحصر به فرد بود ، بنده خدا ، یه ماه آخر عمرش رو توی خونه ما بود ، تازه از بیمارستان آورده بودنش ، قرار بود پیش ما بمونه تا حالش بهتر بشه ، اما بعد از یه ماه ، گیر داد که باید برم خونه خودم خلاصه بعد از کلی اصراری که کرد ، با اینکه حالش خیلی هم خوب نشده بود ، بردنش به خونه خودش فردای اون روز ، در حالیکه توی بغل دائی کوچیکم بود ، میگفت ، آقا کیا ( یکی از سید های روستاشون ) داره بهم لبخند میزنه ، و در همون حال عمرش رو داد به شما دائیم یه روز از آقا کیا پرسید فلان روز تو اونجا بودی ، گفت من اصلا" جای دیگه ای بودم . اونجا نبودم پدربزرگم ، مثل همه پدربزرگها ، مهربون بود و دوست داشتنی وقتی خبر فوتش رو شنیدم ، سعی کردم خودم رو کنترل کنم ، چون اصلا" نمیتونستم باور کنم خودم رو از محموداباد ، رسوندم به خونشون ، پدر و مادرم قبل از من رفته بودند جلوی در خونه که رسیدم ، جمعیت رو دیدم ، دم در ، داخل حیاط ، و ... پر بود از جمعیت آشنا و غریبه ، دیگه نتونستم خودم رو کنترل کنم ، انگار واقعیت داشت ، . . . خدا رفتگانتون رو بیامرزه ، ممنون میشم یه فاتحه برای شادی رفتگان خودتون و من ، بخونید
موضوعات مرتبط: موضوعات شخصی [ پنجشنبه بیست و هفتم بهمن 1390 ] [ 17:15 ] [ NVB ]
فردی مسلمان یک همسایه کافر داشت هر روز و هر شب با صدای بلند همسایه کافر رو لعن و نفرین می کرد. خدایا ! جان این همسایه کافر من را بگیر.مرگش را نزدیک کن (طوری که مرد کافر می شنید) زمان گذشت و مسلمان بیمار شد. دیگر نمی توانست غذا درست کند ولی در کمال تعجب غذایش سر موقع در خانه اش ظاهر می شد . مسلمان سر نماز می گفت خدایا ممنونم که بنده ات را فراموش نکردی و غذای من را در خانه ام ظاهر می کنی و لعنت بر آن کافر خدا نشناس ... ! روزی از روزها که خواست برود غذا را بر دارد ،دید این همسایه کافرِ است که غذا براش می آورد. از آن شب به بعد، مسلمان سر نماز می گفت : خدایا ممنونم که این مرتیکه شیطان رو وسیله کردی که برای من غذا بیاورد. من تازه حکمت تو را فهمیدم که چرا جانش را نگرفتی!!! |: موضوعات مرتبط: مطالب عمومی( هفت بیجار) [ پنجشنبه بیست و هفتم بهمن 1390 ] [ 13:54 ] [ NVB ]
inja madrese ebtedaey roostaaye telarom hast
omadim ke system hooshmand nasb konim
taghriban kaare ye kelas tamom shode va farda sob ye kelas diige ro hooshmand mikoniim
موضوعات مرتبط: موضوعات شخصی [ چهارشنبه بیست و ششم بهمن 1390 ] [ 18:39 ] [ NVB ]
inja madrese ebtedaey roostaaye telarom hast
omadim ke system hooshmand nasb konim
taghriban kaare ye kelas tamom shode va farda sob ye kelas diige ro hooshmand mikoniim
موضوعات مرتبط: موضوعات شخصی [ چهارشنبه بیست و ششم بهمن 1390 ] [ 18:38 ] [ NVB ]
[ سه شنبه بیست و پنجم بهمن 1390 ] [ 16:9 ] [ NVB ]
SKIP cheraaa ZeNdegii ye Dokmeye SkiP nadaaRe ? cheRaaa ye doKme nadaaRe ke ye Ho bezaNiim 1 saaL bad ? BadaM miyaad az iin rooZ haaYe mozakhRaF EmroooZ cheghad mozakhRafe موضوعات مرتبط: موضوعات شخصی [ سه شنبه بیست و پنجم بهمن 1390 ] [ 10:15 ] [ NVB ]
زدست دیده و دل هر دو فریاد که هر چه دیده بیند دل کند یاد بسازم خنجری نیشش ز فولاد زنم بر دیده تا دل گردد آزاد موضوعات مرتبط: موضوعات شخصی، مطالب عمومی( هفت بیجار) [ دوشنبه بیست و چهارم بهمن 1390 ] [ 22:31 ] [ NVB ]
فک کنم بهتر باشه ، بگم جریان از چه قراره
لینک عکس سایت http://up98.org/upload/server1/01/a/wh4cnadyjbkt5i61s2ap.jpg چند وقت پیش توی آزمون استخدامی سازمان بنادر شرکت کردم به اتفاق یکی از همکارام ، از بنادر دیگه هم شرکت کردند . این آزمون مربوط به بنادر جنوب کشور بود فقط با یه سری شرایط خاص ، برای یکی از بنادر جنوب ما هم شرکت کردیم من بندر چابهار رو انتخاب کردم و دوستم بندرعباس ، حالا ، چند روز پیش نتیجه اومد و من قبول شدم و اون نه . همه همکارا بهم تبریک گفتند ... یه سری از همکارا هم گفتند ، واقعا" میخوای بری ؟ نمیخواستم موضوع رو کسی بدونه . نشد دیگه گاهی اوقات توی خونه یه جر و بحث هایی میکنیم امروز هم با عصبانیت گفتم ، من که دارم میرم چابهار . و ..... مادرم بنده خدا خشکش زد ، حالا نمیشه همش رو تعریف کرد ولی آخرش گفت ، من نمیزارم بری گفتم ، به کسی نگم ، یه هو بگم : من فردا صبح دارم میرم ، خداحافظ فکرش رو هم میکردم ، نتونم این کار رو بکنم نشد دیگه از طرفی هم خودم دو دلم ، جنوب ، جا برای پیشرفت زیاده ولی عکس های چابهار رو که دیدم ، یه کم وحشت کردم ، چجوری باید اونجا زندگی کنم دور از خانواده و دوستان نمیخوام استخاره بگیرم ، یه هو دیدی خوب اومد . و من هم لحظه آخر نتونستم برم ، دلم نکشید برم ، چیکار کنم اونوقت . زمان دقیق مصاحبه رو اعلام نکردند امیدوارم اختلالی توی برنامه سفر من و سلمان ( احتمالا" به کیش) ایجاد نکنه موضوعات مرتبط: موضوعات شخصی [ دوشنبه بیست و چهارم بهمن 1390 ] [ 20:10 ] [ NVB ]
[ دوشنبه بیست و چهارم بهمن 1390 ] [ 1:44 ] [ NVB ]
[ یکشنبه بیست و سوم بهمن 1390 ] [ 23:53 ] [ NVB ]
خدایا آن گونه زنده ام بدار که نشکند دلی از زنده بودنم موضوعات مرتبط: مطالب عمومی( هفت بیجار) [ یکشنبه بیست و سوم بهمن 1390 ] [ 23:37 ] [ NVB ]
[ یکشنبه بیست و سوم بهمن 1390 ] [ 22:23 ] [ NVB ]
وقتــ‗__‗ــی گیــ‗__‗ــج میشــ‗__‗ــدم بـه کلــ‗__‗ــمات پنــ‗__‗ــاه میبــ‗__‗ــردم امــ‗__‗ــان از امــ‗__‗ــروز کــ‗__‗ــه کلمــ‗__‗ــات خودشــ‗__‗ــان هم گیــ‗_‗ــج شــ‗__‗ــده اند... موضوعات مرتبط: مطالب عمومی( هفت بیجار) ادامه داره ، .... [ یکشنبه بیست و سوم بهمن 1390 ] [ 13:2 ] [ NVB ]
تماس گرفتم ، گفتند تا آخر هفته اعلام میکنیم عجبا چی بیخودی دارن استرس زایی میکنن خب گفته بودید 23 وم ، امروز هم که 23 ومه ، بگید دیگه ای بابا موضوعات مرتبط: موضوعات شخصی [ یکشنبه بیست و سوم بهمن 1390 ] [ 10:51 ] [ NVB ]
farda 23vom bahman miiiiishe
gharaar booid ye khabariiii behem daade beshe
yaniiii fardaaaaa javaab miidan?
yanii kheyrE man tooshe ?
nemidonam che konam
heyf ke nemiiTonam touZiiHe biishTariii benvisam
fardaaaa
shayad khabaresh ro behem bedan
shaaayad
faghat Moooondam badEsh che konam
موضوعات مرتبط: موضوعات شخصی [ شنبه بیست و دوم بهمن 1390 ] [ 22:37 ] [ NVB ]
che rooZe porKaari bood EmRooOz
emrooz raftiim ye madrese diige va yekiii az kelaasHaash ro Hooshmand kardiiim
yekam jaash bad ghelegh bood
va sakht
amma harjoor bood anjaamesh daadiim
ghoroob ham raftiim ye jaa baraaye nasb doirbin
chon biishtar kaarHaash ro ghablan anjaam daade bodiim ,vaase emrooz kaare ziiyadi namonde bood
vaase hamiin zood anjaamesh dadiiim
mimone 4 taa madrese diiige
jens haamoon ke berese miriiim sar vaght oonaaaa
[ شنبه بیست و دوم بهمن 1390 ] [ 22:21 ] [ NVB ]
EmroooZ Be ZaaHer RooZe khoBiiYE amma Ta HalaaSH ke 2 Ta ZeDDe HaaL khoRdaM amma nemidoNam cheRaa , baaZ ham ehsaaS mikoNam EmrooZ rooZe khoBiiiiYe موضوعات مرتبط: موضوعات شخصی [ جمعه بیست و یکم بهمن 1390 ] [ 10:27 ] [ NVB ]
خدايا حكمت قدم هايي كه برايم برميداري برمن آشكاركن تا درهايي كه بسويم ميگشايي ندانسته نبندم ودرهايي كه به رويم ميبندي به اصرارنگشايم. موضوعات مرتبط: مطالب عمومی( هفت بیجار) [ جمعه بیست و یکم بهمن 1390 ] [ 0:45 ] [ NVB ]
به سلامتی همه اونایی که ما رو همین جوری که هستیم دوست دارن وگرنه بهتر از ما رو که همه دوست دارن.. موضوعات مرتبط: مطالب عمومی( هفت بیجار) [ جمعه بیست و یکم بهمن 1390 ] [ 0:18 ] [ NVB ]
[ پنجشنبه بیستم بهمن 1390 ] [ 0:13 ] [ NVB ]
امشب یاد مرگ افتادم خوبه که آدم همیشه به یاد مرگ باشه . مرگ حقه و از این جور حرفا روزی نیست که به یاد مرگ نباشم همیشه به این فکر میکنم ، که چطور روزی خواهم مرد کجا و چه ساعتی در کنار دوستان و خانواده یا در تنهایی چه فرقی میکنه خلاصه اینکه میمیریم و بدنمون یه قسمتی از این خاک میشه اما دلم نمیخواد در بستر و توی رختخواب بمیرم در اثر پیری و کهولت سن میخوام تا وقتی روی پاهای خودم هستم ، بمیرم دلم میخواد قبل از کسانی که دوستشون دارم بمیرم ، نه بعد از اونا تحمل مرگ اونها سخته برام تصورش هم برام سخته ، حالا من که بمیرم ، اونا یه جور تحمل میکنن دیگه ، این دیگه مشکل اوناست :D دلم نمیخواد مفت مفت بمیرم . همینجوری ، یه ی هو از یه خیابون رد میشم ، یه هو یکی بزنه بهم و ....تموووم دوست دارم ، تمام اعضای بدنم ، هر چیزیش که قابل استفاده باشه ، برای پیوند اعضا استفاده بشه راستش عضو سایت اهدای عضو هم شدم ، یه کارت عضویت هم برام اومده شاید یکی از این اعضای بدنم ، تو بدن یه شخصی بره که اون شخص آدم مفیدی باشه . شاید ، مردن من باعث بشه که چند نفر به زندگی برگردن مرگ توی مسافرت هم بد نیستا ، از زندگی خسته نشدم هنوز ولی مرگ رو هم دوست دارم نه برای کسی فقط برای خودم موضوعات مرتبط: موضوعات شخصی [ چهارشنبه نوزدهم بهمن 1390 ] [ 22:47 ] [ NVB ]
مرگ من روزی فرا خواهد رسید در بهاری روشن از امواج نور در زمستانی غبار آلود و دور یا خزانی خال از فریادو شور مرگ من روزی فرا خواهد رسید روزی از این تلخ و شیرین روزها روز پوچی همچو روزان دگر سایه ای زامروزها، دیروزها موضوعات مرتبط: مطالب عمومی( هفت بیجار) ادامه داره ، .... [ چهارشنبه نوزدهم بهمن 1390 ] [ 22:31 ] [ NVB ]
|
||
| [ چت روم خصوصی : نصب دوربین مداربسته ] [ از اینکه مطالب این وبلاگ رو میخونید ، و نظر میدید ، خوشحالم ] | ||