|
This Is NVB- خاطرات و نوشته های شخصی
|
||
|
توی این وبلاگ معمولا" خاطرات سفرهام رو مینویسم ، اما گاهی اوقات ، مطالبی غیر از سفر نامه |
نکته:
اگر از لحاظ ویرایشی ، بعضی از کلمات من ایراد داره ، باید ببخشید
اکثر اوقات با لپتاپ انلاین میشم. که کیبورد فارسی نداره
مجبورم از سایت "بهنویس" استفاده کنم برای تبدیل فینگلیش به فارسی. شما به بزرگی خودتون ببخشید
از نظر انسانها ،
سگ ها گرگ هایی مفید و با وفا هستند.
ولی از نظر گرگ ها
سگ ها ،گرگ هایی هستند که تن به ذلت دادند تا در اسایش زندگی کنند
حوصلم سر رفته.کاری نیست که انجام بدم. اینجا هم خلوت .معمولا روزهای تعطیل اینجوریه
کسل کننده ،
اگه سر شییفت نبودم ،شاید کمتر حوصلم سر میرفت،
از جمعه بدم میاد،
بچه که بودم ، بهترین روز من ۵ شنبه بود . چون فرداش جمعه بود و ما تعطیل
و بعدترین روزم هم جمعهها ، مخصوصاً عصر جمعه ، چون فرداش باید میرفتم مدرسه
اما حالا ،
کاش یه ریموت کنترل داشتیم واسه ایام هفته با ۲ تا دکمه
SKIP - PAUSE
واسه بعضی از روزها مثل امروز ، دکمهٔ skip رو میزدیم و واسه بعضی از روزها هم دکمهٔ pause
کاش میشد
کاش
=============================================
دلم مسافرت میخواد .دلم هیجان میخواد ،
کاش امروز هم زودتر تموم بشه
مجله پزشکی ژورنال:
10 فایده شگفت انگیز سیب
پایین آوردن كلسترول
سطح
بالای كلسترول در بدن مشكلات طولانی مدت و خطرناكی را به دنبال دارد با
مصرف سیب میتوانید سطح كلسترول را در حد نرمال نگه دارید. مطالعات و
پژوهشها حاكی از این است كه خوردن دو عدد سیب در هر روز تقریبا به میزان
16 درصد سطح كلسترول را پایین میآورد. برای كاهش سطح كلسترول هیچ چیز
دیگری به اندازه سیب مفید نیست.
دیروز روز نسبتا خوبی بود.عصر دیروز به یکی از دوستام گفتم، تو نمیخوای شأم بعدی ؟ گفت امشب بهت شأم میدم .گفتمای ول دمت گرم، پس لا ا قل به اون ۲-۳ نفر دیگه از دوستان هم بگو که با هم بریم.خودم هم پیگیر شدم که هماهنگیها رو انجام بده . غروب تر که شد فهمیدم ،ناا مرد یه جا شم مفت گیر آورد ، میخواد ما رو ببره اونجا ، گویا یه جا از این سخنرانیهای انتخاباتی بود و شأم هم میدادن . من که حوصلهٔ این چیزا رو نداشتم ، به بچهها گفتم برنامه اینه ، گفتن حالا میرییم که دور هم باشیم ، من هم گفتم عیب نداره ، شأم که میدان ، میریم یه ۴ کلمه حرف گوش میکنیم ، آخر سر شأم هم میخوریم .
راه افتادیم ، یه کم زود رسیدیم ، یه دوری اون اطراف زدیم، یک عدد قلیون هم کشیدیم ،
گفتیم بریم که دیر میشه. رفتیم و وارد سالن شدیم، چقدر هم جمع شده بودن ، زود رفتیم جا گرفتیم. به نیم سا@ نکشید که دیدیم کلی آدم سر پاا ایستاده و جا برا نشستن نیست
بعد از یه سا@ چرت زدن گوش کردن به حرفها و سخنرانی ها، دیدیم کاندیدای مجلس اعلام کرد: ببخشیید که ما پول نداریم که شأم بدییم.اگه اون لحظه به ما کارد میزدن ، خون در نمیومد. مرد حسابی ، ما که واسه تو نیومده بودیم . واسه شأم بود.ای بابا
خلاصه اینکه به دوستم که ما رو کشونده بود اونجا، نگاه کردم و گفتم : چه خبر ؟ خوبی ؟ کدوم رستوران قراره غذا بخوریم .
- : نه ، میریم خونه دیگه ، شأم خونه بخوریم بهتره
- : شرمنده ، پاشو بریم .امشب باید شأم بعدی به ما .
خلاصه اینکه امدیم بیرون ، بعدش رفتیم یه رستوران ، گفتیم یه غذای معمولی و ساده بخوریم. نشستیم ، سفارش دادیم ، و جاتون خالی ، نوش جون کردیم
بعدش این دوست ما رفت حساب کتاب کنه ،
- : چقدر؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ ۷۰.۰۰۰ تومن ؟؟؟؟؟؟
من که گفتم ، من ظرف نمیشورم ، طی میکشم.
بنده خدا کارت در آورد و کارت کشید.سعی میکرد خودش رو خندون نشون بده اما خند هاش از روی درد بود .کاملا مشخص بود .
دیشب که نشد ، اما دفعهٔ بعد که ببینمش ، یه مبلغی از اون پول رو بهش میدم ، یکم دلم براش سوخت. گناه داره طفلک
اما خوب ، تنها خوبیای که برنامهٔ دیشب داشت این بود که لحظاتی رو در جوار دوستان بودم.و از این نظر ، بهم خوش گذشت. شامش هم خوب بود البته...
بزارید یه کم بیشتر توضیح بدم ،
همکارم برای 10 روز مرخصی گرفت و با اهل و عیال ، رفت مسافرت ، رفت به سمت قشم . خیلی وقت بود که مسافرت نرفته بود ، یه هو جمع کرد و 10 روز گذاشت و رفت .
ما توی هر شیفت ، 2 نفریم ، و 2 تا شیفت 24 ساعته هستیم ، یعنی 24 ساعت کار ، 24 ساعت استراحت .
وقتی یکی از یه شیفت بره مرخصی ، اون یه نفر دیگه باید تحمل کنه ، نباید براش کاری پیش بیاد ، نباید براش اتفاقی بی افته ....
خلاصه اینکه ، از ششیفت بعد ، همکارم میاد و همه چی بر میگرده سر برنامه سابقش
و اما اینکه چرا امروز روز خوبی نبود
امروز هم گذشت
روز خوبی بود
امروز از منطقهٔ فرهنگی هندوستان دیدن کردیم . به اسم AkshaTaAAm
امروز در واقع یه سری نمایشها برامون نشون دادن که واقعا جالب بود برام، متاسفانه اجازه ندادن دوربین ببریم، واسه همین نشد چیزی ثبت کنیم.
بیشتر نمایشها که به صورت عروسکهای متحرک و فیلم بود ، در مورد چگونگی به وجود اومدن مذهب هندو بود که خیلی جالب و دیدنی بود.
فردا صبح قرار بریم به سمت اگر . چیزی در حدود ۲۰۰ کیلومتر تا دهلی فاصله داره که گفتند با ترافیک موجود، چیزی حدود ۴ الی ۵ ساعت تو راه هستیم
گفتند برنامههای جالبی دارند اونجا . بریم ببینیم چی میشه.
همراه باشید
18sep2011
سلام به همهٔ دوستان
اینجا هندوستانه.
یکم تایپ با سایت بهنویس سخته. باید ببخشید
ما دیروز جمعه ساعت ۲۱:۳۰ دقیقهٔ شب ، با نیم ساعت تاخیر از تهران به سمت دهلی حرکت کردیم و حدود ساعت ۱۲:۳۰ شب به وقت دهلی ، هواپیما به زمین نشست.
تا تشریفات ورود رو انجام بدیم و منتظر لیدر بشیم و سوار اتوبوس بشیم و به هتل برسیم ساعت شد ۴:۳۰ صبح .هتل ما قرار بود جهت هتل باشه ، اما نمیدونم چرا هتل ما رو عوض کردن، و آوردن به هتل "کانتری".
اینجا هم هتل خوبیه . به ظاهر که تر و تمیز میاد. اینترنت وایفای رایگان هم داره که البته سرعت اون مثل ایدیاسال ۵۱۲ خودمونه.
امروز صبح ساعت ۹:۰۰ صبح رفتیم برای صبحانه . عجب صبحانهای . هیچیش رو نتونستم بخورم . نامردا یه پنیر و تخم مرغ هم نداشتن بیارن . از یارو پرسیدم ، گفت : No egg , No chease
پس ما چی بخوریم اینجاااا
خلاصه اینکه ، ما فقط چای خردیم با شیر. با یکم هندونه و خربزه .ye chandTaa doone koChooLoooo
اینو بگم ساعت ایران و دهلی ، ۱ ساعت با هم اختلاف دارند. الان که اینا رو تایپ میکنم ساعت به وقت دهلی ۲۳:۴۵ و به وقت ایران ۲۲:۴۵ هست.
امروز صبح بد از صبحانه ، رفتیم گشت شهری . اول رفتیم قبرستون . سر مزار گاندی
بد از اون رفتیم دروازه هند رو دیدیم. بعدش رفتیم معبد هندوها که خیلی جالب بود .
تو معبد هندوها ، نزاشتن دوربین ببریم. اگه میبردیم عکسای جالبی میتونستیم بگیریم.
بد از اون هم رفتیم یه جا که یه مناره ۷۰ متری به اسم منارهٔ قطب . که قدمت تاریخی داشت ، که البته برای ورود به اون نفری ۲۵۰ روپیه پول دادیم.
دیگ تا برگردیم هتل ساعت شد ۱۸:۰۰ .
شأم هم رفتیم یه جا نزدیک هتل و چیز برگر زدیم بر بدن + یه غذا که بدجور تند بود که اشک من در اومد.
در ضمن ناهار امروز رو هم تو مک دونالد خردیم
بقیه باشه سر فرصت
سفر نزدیک و هنوز دلار تهیه نکردم
از شانسه بد ما ، بانک هم دلار نمیده
هفتهٔ دیگ جمعه پرواز به سوی دیار ناشناخته :د
سلام به همهٔ دوستان
باز هم یه سفر دیگه
این بار حدس میزنید کجا قراره بریم.
این بر من و سلمان قصد کردیم بریم یه جای دیگه.
حدود ۲ هفته دیگه ، ما عازم هستیم.
در ضمن عکس سفرهای قبلیم رو تو پیج فیسبوکم گذشتم
https://www.facebook.com/navvab.mohammadi
سفر بسیار عالی و خوبی بود . حدود 4300 کیلومتر رانندگی کردیم . چیزی در حدود 10 گیگابایت عکس گرفتیم :D
البته از اونجایی که کیفیت عکس ها بالا بود ، یه چی حدود 1300-1400 تا عکس شد . شاید هم بیشتر ، دقت نکردم .
دیشب رو رسیدیم به کاشان . از یزد تا کاشان چیزی در حدود 400 کیلومتر راه بود که یک سره رفتیم تا کاشان .
برای شارژ لپ تاپ هم از یک مبدل برق 12 به 220 فندکی استفاده کردیم. مبدل ( اینورتر) رو از قشم خریدم . باهاش هم دوربین رو شارژ میکردیم ، هم لپ تاپ رو
شب رو رسیدیم کاشان ، دیدیم هوا سرده و نمیشه توی چادر خوابید .
گشتیم دنبال یه مهمانسرا که سرویس بهداشتی هم داشته باشه . خلاصه ، گشتیم و جای مناسبی رو نیافتیم .
تصمیم گرفتیم توی چادر بخوابیم :D
هوا سرد ، احتمال بارندگی در نصف شب ، شاید هم بارش برف . خلاصه تصمیم گرفتیم ، در یکی از پارک های کاشان ، چادر زدیم . دیدیم خیلی سرده ، اما گفتیم امشب رو باید توی چادر بخوابیم ، خاطره میشه :D
هرچی لباس داشتیم پوشیدیم ، یقه دار و بی یقه و ... همه رو پشت به پشت پوشیدیم . شدیمی مثل اسکیمو ها . گاز پیکنیکی هم آوردیم توی چادر روشن کردیم ، البته ریاد روشن نذاشتیمش ، گفتیم به جای اینکه از سرما یخ بزنیم ، بوسیله گاز مونوکسید کربن ، کن فیکون می شیم .
نصف شب دیدیم خیلی سرد شد ، باد هم میومد توی چادر ، لباس اسکیمو هم دیگه اثری نداشت
DiiiShaB , diige Naraftiim siRJaaN
be HAJI ABAD ke resiidiiM , HamoNja moNdiiM
KaBaaB BeldeRchiiN zaDiiiM , Che KabaaBii Shod :D
tooye yeKii az park haash , chador zadiiM , VA hamoNjaa KHabidiM.
ShaB yeKam saRd shod, AMma ghaaBEle TahaMMol bod
soBh Ham sa@ 9 be samTe siRjan Va az oNjaa be YazD oMadiM
NahaR ro sa@ 3 khordiiM
Alan ham raaH oftadiM
Age beresiiM, Shab ro mirim KashaN
BAeeD midoNam beresiiM.
ehteMalaN shab miriiM ARDESTAN
edame daraD
|
|