تبليغاتX
This Is NVB- خاطرات و نوشته های شخصی
 
This Is NVB- خاطرات و نوشته های شخصی
 
 
توی این وبلاگ معمولا" خاطرات سفرهام رو مینویسم ، اما گاهی اوقات ، مطالبی غیر از سفر نامه
 





نکته:

اگر از لحاظ ویرایشی ، بعضی‌ از کلمات من ایراد داره ، باید ببخشید

اکثر اوقات با لپ‌تاپ انلاین میشم. که کیبورد فارسی نداره

مجبورم از سایت  "بهنویس" استفاده کنم برای تبدیل فینگلیش به فارسی. شما به بزرگی‌ خودتون ببخشید




 |+| نوشته شده در  جمعه هجدهم شهریور 1390ساعت 22:43  توسط نواب محمدی ملقب به NVB  | 

از نظر انسانها ،

سگ ها گرگ هایی مفید و با وفا هستند.

ولی از نظر گرگ ها

سگ ها ،گرگ هایی هستند که تن به ذلت دادند تا در اسایش زندگی کنند

 |+| نوشته شده در  شنبه هشتم بهمن 1390ساعت 1:46  توسط نواب محمدی ملقب به NVB  | 
خوشبخت کسی نیست که مشکلی ندارد بلکه کسی است که با مشکلاتش مشکلی ندارد .


 |+| نوشته شده در  شنبه هشتم بهمن 1390ساعت 1:40  توسط نواب محمدی ملقب به NVB  | 
خدا جون ، 2 تا جعبه سیب بگیرم بیارم ،بیخیال میشی ؟ میزاری برگردیم بهشت ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

 |+| نوشته شده در  جمعه هفتم بهمن 1390ساعت 17:37  توسط نواب محمدی ملقب به NVB  | 

حوصلم سر رفته.کاری نیست که انجام بدم. اینجا هم خلوت .معمولا روزهای تعطیل اینجوریه

کسل کننده ،

اگه سر شییفت نبودم ،شاید کمتر حوصلم سر میرفت،

از جمعه بدم میاد،

بچه که بودم ، بهترین روز من ۵ شنبه بود . چون فرداش جمعه بود و ما تعطیل

و بعد‌ترین روزم هم جمعه‌ها ، مخصوصاً عصر جمعه ، چون فرداش باید میرفتم مدرسه

اما حالا ،


کاش‌ یه ریموت کنترل داشتیم واسه ایام هفته با ۲ تا دکمه

 SKIP - PAUSE

واسه بعضی‌ از روزها مثل امروز ، دکمهٔ skip رو میزدیم و واسه بعضی‌ از روزها هم دکمهٔ pause

کاش‌ میشد

کاش‌

=============================================

دلم مسافرت میخواد .دلم هیجان می‌خواد ،

کاش‌ امروز هم زودتر تموم بشه


 |+| نوشته شده در  جمعه هفتم بهمن 1390ساعت 12:29  توسط نواب محمدی ملقب به NVB  | 

مجله پزشکی ژورنال:

10 فایده شگفت انگیز سیب

 پایین آوردن كلسترول
سطح بالای كلسترول در بدن مشكلات طولانی مدت و خطرناكی را به دنبال دارد با مصرف سیب می‌توانید سطح كلسترول را در حد نرمال نگه دارید. مطالعات و پژوهش‌ها حاكی از این است كه خوردن دو عدد سیب‌ در هر روز تقریبا به میزان 16 درصد سطح كلسترول را پایین می‌آورد. برای كاهش سطح كلسترول هیچ چیز دیگری به اندازه سیب‌ مفید نیست.




ادامه مطلب
 |+| نوشته شده در  جمعه هفتم بهمن 1390ساعت 11:47  توسط نواب محمدی ملقب به NVB  | 

دیروز روز نسبتا خوبی‌ بود.عصر دیروز به یکی‌ از دوستام گفتم، تو نمی‌خوای شأم بعدی ؟ گفت امشب بهت شأم میدم .گفتم‌ای ول دمت گرم، پس لا ا قل به اون ۲-۳ نفر دیگه از دوستان هم بگو که با هم بریم.خودم هم پیگیر شدم که هماهنگی‌‌ها رو انجام بده . غروب تر که شد فهمیدم ،ناا مرد یه جا شم مفت گیر آورد ، می‌خواد ما رو ببره اونجا ، گویا یه جا از این سخنرانی‌‌های انتخاباتی بود و شأم هم میدادن . من که حوصلهٔ این چیزا رو نداشتم ، به بچه‌ها گفتم برنامه اینه ، گفتن حالا میرییم که دور هم باشیم ، من هم گفتم عیب نداره ، شأم که میدان ، میریم یه ۴ کلمه حرف گوش می‌کنیم ، آخر سر شأم هم می‌خوریم .

راه افتادیم ، یه کم زود رسیدیم ، یه دوری اون اطراف زدیم، یک عدد قلیون هم کشیدیم ،

گفتیم بریم که دیر میشه. رفتیم و وارد سالن شدیم، چقدر هم جمع شده بودن ، زود رفتیم جا گرفتیم. به نیم سا@ نکشید که دیدیم کلی‌ آدم سر پاا ایستاده و جا برا نشستن نیست

بعد از یه سا@ چرت زدن گوش کردن به حرف‌ها و سخنرانی‌ ها، دیدیم کاندیدای مجلس اعلام کرد: ببخشیید که ما پول نداریم که شأم بدییم.اگه اون لحظه به ما کارد می‌زدن ، خون در نمیومد. مرد حسابی‌ ، ما که واسه تو نیومده بودیم . واسه شأم بود.‌ای بابا

خلاصه اینکه به دوستم که ما رو کشونده بود اونجا، نگاه کردم و گفتم : چه خبر ؟ خوبی‌ ؟ کدوم رستوران قراره غذا بخوریم .

- : نه ، میریم خونه دیگه ، شأم خونه بخوریم بهتره

- : شرمنده ، پاشو بریم .امشب باید شأم بعدی به ما .

خلاصه اینکه امدیم بیرون ، بعدش رفتیم یه رستوران ، گفتیم یه غذای معمولی‌ و ساده بخوریم. نشستیم ، سفارش دادیم ، و جاتون خالی‌ ، نوش جون کردیم

بعدش این دوست ما رفت حساب کتاب کنه ،

- : چقدر؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟  ۷۰.۰۰۰ تومن ؟؟؟؟؟؟

من که گفتم ، من ظرف نمیشورم ، طی‌ می‌کشم.

بنده خدا کارت در آورد و کارت کشید.سعی‌ میکرد خودش رو خندون نشون بده اما خند هاش از روی درد بود .کاملا مشخص بود .

دیشب که نشد ، اما دفعهٔ بعد که ببینمش ، یه مبلغی از اون پول رو بهش میدم ، یکم دلم براش سوخت. گناه داره طفلک

اما خوب ، تنها خوبی‌ای که برنامهٔ دیشب داشت این بود که لحظاتی رو در جوار دوستان بودم.و از این نظر ، بهم خوش گذشت. شامش هم خوب بود البته...


 |+| نوشته شده در  جمعه هفتم بهمن 1390ساعت 10:52  توسط نواب محمدی ملقب به NVB  | 
هیچ چیز




سلام


ادامه مطلب
 |+| نوشته شده در  پنجشنبه ششم بهمن 1390ساعت 14:25  توسط نواب محمدی ملقب به NVB  | 
امروز روز خیلی خوبی نبود . امروز هم تنها شیفت بودم ، همکارم هنوز نیومده سر کار 

بزارید یه کم بیشتر توضیح بدم ، 

همکارم برای 10 روز مرخصی گرفت و با اهل و عیال ، رفت مسافرت ،  رفت به سمت قشم . خیلی وقت بود که مسافرت نرفته بود ، یه هو جمع کرد و 10 روز گذاشت و رفت . 

ما توی هر شیفت ، 2 نفریم ، و 2 تا شیفت 24 ساعته هستیم ، یعنی 24 ساعت کار ، 24 ساعت استراحت . 

وقتی یکی از یه شیفت بره مرخصی ،  اون یه نفر دیگه باید تحمل کنه ، نباید براش کاری پیش بیاد ، نباید براش اتفاقی بی افته ....

خلاصه اینکه ، از ششیفت بعد ، همکارم میاد و همه چی بر میگرده سر برنامه سابقش

و اما اینکه چرا امروز روز خوبی نبود 



ادامه مطلب
 |+| نوشته شده در  پنجشنبه ششم بهمن 1390ساعت 0:23  توسط نواب محمدی ملقب به NVB  | 
 |+| نوشته شده در  پنجشنبه بیست و دوم دی 1390ساعت 12:49  توسط نواب محمدی ملقب به NVB  | 
نميدونم از كدوم سرويس دهنده وبلاگ استفاده كنم كه بشه با گوشي , وبلاگ رو بدون دردسر آپ كرد.بلگر سرويس خوبي ميده براش نرم افزار ساخته ولي, توي ايران در به روي بلگر. باز نيست. حيف
 |+| نوشته شده در  پنجشنبه بیست و دوم دی 1390ساعت 1:17  توسط نواب محمدی ملقب به NVB  | 
الان دیگه برگشتیم دهلی .الان ساعت 10 شب به وقت دهلی هست. چند ساعت دیگه ساعت 3صبح به سمت تهران پرواز می کنیم
 |+| نوشته شده در  جمعه یکم مهر 1390ساعت 20:13  توسط نواب محمدی ملقب به NVB  | 
امروز از ترس بستنی دادن و جریمه شدن همه به موقع آماده شدند و سوار ماشین شدیم و از آگرا به سمت جیپور حرکت کردیم. ساعت 0900 صبح را افتادیم و حدود 15:00 بعد از ظهر وارد هتل شدیم. جیپور مرکز ایلت راجستان با چیزی حدود 7 میلیون جمعیت یکی از کم جمعیت ترین شهرهای هند به حساب میاد اکثر مردم این شهر مایه دار هستند. شهری به مراتب تمیز تر از دهلی و آگرا . به محض ورود به هتل مورد استقبال خدمه هتل قرار گرفتیم . قیمت اینترنت وایرلس توی این هتل خیلی خیلی گرونه. چیزی حدود 1200 تومن برای یک ساعت و یا 32000 تومن برای چهار ساعت در حالیکه قیمت یک ساعت اینترنت توی کافی نت داخل شهر جیپور چیزی حدود 300 تومن بیشتر نیست . امروز بعد از ظهربرنامه خاصی نداشتیم ولی فردا ساعت 8 صبح باید به سمت شهر قدیم جیپور حرکت کنیم و سوار بر فیل بریم از یک قلعه دیدن کنیم .من این چند روز مشکل اینترنت داشتم و نتونستم درست وحسابی از نت استفاده کنم بجز زمانیکه دهلی بودیم. یه نکته بسیار جالب اینه که من توی دهلی یه سیم کارت vodafone گرفتم .فقط برای استفاده از اینترنتس. زمانیکه از دهلی وارد آگرا شدیم روی خط تلفن سرویس رومینگ فعال شد . از این ایالت به اون ایالت بری برات رومینگ می افته فعلا تا فردا..
 |+| نوشته شده در  چهارشنبه سی ام شهریور 1390ساعت 22:51  توسط نواب محمدی ملقب به NVB  | 
دیروز صبح حدود ساعت 0930 صبح دهلی رو به مقصد شهر آگرا ترک کردیم. البته لیدر تور ما که اسمش احمد هست به ما گفته بود ساعت 0900 آماده باشید. اما خصلت ما ایرونیها اینجوریه که سر ساعت 9 از اتاق خودمون اومدیم غافل از اینکه میبایستی قبل از ترک هتل هرکسی اتاق خودش رو تحویل میداد و همین چک کردن اتاقها هم کلی وقت گیر بود . خلاصه اینکه به سمت آگرا راه افتادیم. مسیری حدود 280 کیلومتر . گرچه سلمان از روی GPS حساب کرد مسیر حدود 210 کیلومتره . مسیر دهلی - آگرا مسیر سرسبز و بسیار دیدنی بود .تو راه هم با مناظر جالبی روبرو شدیم .نمنونه اون اتوبوسی که کلی آدم روی سقف اون سوار بودند.خودم خیلی دوست داشتم این صحنه رو ببینم. ناهار رو تقریبا وقتی نصف مسیر رو طی کردیم در یکی از شعبات مک دونالد خوردیم. ناهار این روز به عهده شرکت بود. این نکته رو هم بگم جهت رانندگی و فرمون ماشینها بر عکس ایرانه . تقربا اکثر کشورهای مستعمره انگلیس مثل کشور انگلیس رانندگی می کنند. یه نکته جالب دیگه هم در مورد هندی ها بوق زدنشونه . روی خیلی از ماشن های هندی به زبونهای هندی و یا انگلیسی نوشته شه : "بوق بزنید " ، همه جای دنیا میگن بوق نزنین اینا میگن بزنین . قضیه اش از این قراره که زمانیکه هندی ها فهمیدند که انگلیس ها از بوق بدشون میاد ، تا یه انگلیسی میدیدند دستشون می رفت روی بوق . که خلاصه این شد یه فدعنگ براشون . به هر حال پس از طی مسافت طولانی حدود ساعت 18:00 به آگرا رسیدیم و به 2 گروه تقسیم شدیم . که 8 نفر از ما اومدیم به هتل utkarsh vilas یه هتل که اصلا قابل قیاس با هتل کانتری دهلی نیست . دیروز عروب رفتیم و یه نمایش بسیار دیدنی از داستان ساخته شدن تاج محل و قصه شاه جهان و ممتاز بانو که مثل فیلم های هندی برامون اجرا کردند.. قصه زیبایی که در اون گفته شد شله جهان به خاطر عشق زیدی که به همسر خودش ممتاز بانو داشت پس از مرگ همسرش دستور ساخت مکانی رو برای یادبودش داد که این مکان طی مدت 22 سال کار مداوم ساخته شد .بنایی که تمام اون فقط با سنگ مرمر ساخته شده .و بزرگترین نماد محبت و عشق در دنیا به حساب میاد . تااج محل به دلیل معماری فوق العده ای که داره در صبح ها یک رنگ عصر ها یک رنگ و شبها هم به یک رنگ دیگه در میاد . و به همین خاطر هفتمین عجایب دنیا به حساب میاد . متاسفنه از این نمایش هم اجازه عکس برداری و فیلمبرداری ندادند . امروز صبح رفتیم و تاج محل رو هم از نزدیک دیدیم .بنایی بسیار زیبا و دیدنی . امروز عصر هم به قلعه آگرا رفتیم . آگرا در زمان سلطنت مغولها بر هندوستاندیروز صبح حدود ساعت 0930 صبح دهلی رو به مقصد شهر آگرا ترک کردیم. البته لیدر تور ما که اسمش احمد هست به ما گفته بود ساعت 0900 آماده باشید. اما خصلت ما ایرونیها اینجوریه که سر ساعت 9 از اتاق خودمون اومدیم غافل از اینکه میبایستی قبل از ترک هتل هرکسی اتاق خودش رو تحویل میداد و همین چک کردن اتاقها هم کلی وقت گیر بود . خلاصه اینکه به سمت آگرا راه افتادیم. مسیری حدود 280 کیلومتر . گرچه سلمان از روی GPS حساب کرد مسیر حدود 210 کیلومتره . مسیر دهلی - آگرا مسیر سرسبز و بسیار دیدنی بود .تو راه هم با مناظر جالبی روبرو شدیم .نمنونه اون اتوبوسی که کلی آدم روی سقف اون سوار بودند.خودم خیلی دوست داشتم این صحنه رو ببینم. ناهار رو تقریبا وقتی نصف مسیر رو طی کردیم در یکی از شعبات مک دونالد خوردیم. ناهار این روز به عهده شرکت بود. این نکته رو هم بگم جهت رانندگی و فرمون ماشینها بر عکس ایرانه . تقربا اکثر کشورهای مستعمره انگلیس مثل کشور انگلیس رانندگی می کنند. یه نکته جالب دیگه هم در مورد هندی ها بوق زدنشونه . روی خیلی از ماشن های هندی به زبونهای هندی و یا انگلیسی نوشته شه : "بوق بزنید " ، همه جای دنیا میگن بوق نزنین اینا میگن بزنین . قضیه اش از این قراره که زمانیکه هندی ها فهمیدند که انگلیس ها از بوق بدشون میاد ، تا یه انگلیسی میدیدند دستشون می رفت روی بوق . که خلاصه این شد یه فدعنگ براشون . به هر حال پس از طی مسافت طولانی حدود ساعت 18:00 به آگرا رسیدیم و به 2 گروه تقسیم شدیم . که 8 نفر از ما اومدیم به هتل utkarsh vilas یه هتل که اصلا قابل قیاس با هتل کانتری دهلی نیست . دیروز عروب رفتیم و یه نمایش بسیار دیدنی از داستان ساخته شدن تاج محل و قصه شاه جهان و ممتاز بانو که مثل فیلم های هندی برامون اجرا کردند.. قصه زیبایی که در اون گفته شد شله جهان به خاطر عشق زیدی که به همسر خودش ممتاز بانو داشت پس از مرگ همسرش دستور ساخت مکانی رو برای یادبودش داد که این مکان طی مدت 22 سال کار مداوم ساخته شد .بنایی که تمام اون فقط با سنگ مرمر ساخته شده .و بزرگترین نماد محبت و عشق در دنیا به حساب میاد . تااج محل به دلیل معماری فوق العده ای که داره در صبح ها یک رنگ عصر ها یک رنگ و شبها هم به یک رنگ دیگه در میاد . و به همین خاطر هفتمین عجایب دنیا به حساب میاد . متاسفنه از این نمایش هم اجازه عکس برداری و فیلمبرداری ندادند . امروز صبح رفتیم و تاج محل رو هم از نزدیک دیدیم .بنایی بسیار زیبا و دیدنی . امروز عصر هم به قلعه آگرا رفتیم . آگرا در زمان سلطنت مغولها بر هندوستان پایتخت هندوستان بود . دیدن این قلعه هم خالی از لطف نبود . فردا صبح قراره بریم جیپور . یه مسیر حدود 280 کیلومتری دیگه در پیش داریم. پایتخت هندوستان بود . دیدن این قلعه هم خالی از لطف نبود . فردا صبح قراره بریم جیپور . یه مسیر حدود 280 کیلومتری دیگه در پیش داریم.
 |+| نوشته شده در  سه شنبه بیست و نهم شهریور 1390ساعت 22:16  توسط نواب محمدی ملقب به NVB  | 

امروز هم گذشت

روز خوبی‌ بود

امروز از منطقهٔ فرهنگی‌ هندوستان دیدن کردیم . به اسم AkshaTaAAm

امروز در واقع یه سری نمایش‌ها برامون نشون دادن که واقعا جالب بود برام، متاسفانه اجازه ندادن دوربین ببریم، واسه همین نشد چیزی ثبت کنیم.

بیشتر نمایش‌ها که به صورت عروسک‌های متحرک و فیلم بود ، در مورد چگونگی به وجود اومدن مذهب هندو بود که خیلی‌ جالب و دیدنی‌ بود.


فردا صبح قرار بریم به سمت اگر . چیزی در حدود ۲۰۰ کیلومتر تا دهلی‌ فاصله داره که گفتند با ترافیک موجود، چیزی حدود ۴ الی‌ ۵ ساعت تو راه هستیم

گفتند برنامه‌های جالبی‌ دارند اونجا . بریم ببینیم چی‌ می‌شه.

همراه باشید

18sep2011

 |+| نوشته شده در  دوشنبه بیست و هشتم شهریور 1390ساعت 0:14  توسط نواب محمدی ملقب به NVB  | 

سلام به همهٔ دوستان

اینجا هندوستانه.


یکم تایپ با سایت بهنویس سخته. باید ببخشید

ما دیروز جمعه ساعت ۲۱:۳۰ دقیقهٔ شب ، با نیم ساعت تاخیر از تهران به سمت دهلی‌ حرکت کردیم و حدود ساعت ۱۲:۳۰ شب به وقت  دهلی‌ ، هواپیما به زمین نشست.

تا تشریفات ورود رو انجام بدیم و منتظر لیدر بشیم و سوار اتوبوس بشیم و به هتل برسیم ساعت شد ۴:۳۰ صبح .هتل ما قرار بود جهت هتل باشه ، اما نمیدونم چرا هتل ما رو عوض کردن، و آوردن به هتل "کانتری".

اینجا هم هتل خوبیه . به ظاهر که تر و تمیز میاد. اینترنت وایفای رایگان هم داره که البته سرعت اون مثل ای‌دی‌اس‌ال ۵۱۲ خودمونه.

امروز صبح ساعت ۹:۰۰ صبح رفتیم برای صبحانه . عجب صبحانه‌ای . هیچیش رو نتونستم بخورم . نامردا یه پنیر و تخم مرغ هم نداشتن بیارن . از یارو پرسیدم ، گفت  : No egg , No chease

پس ما چی‌ بخوریم  اینجاااا

خلاصه اینکه ، ما فقط چای خردیم با شیر. با یکم هندونه و خربزه .ye chandTaa doone koChooLoooo

اینو بگم ساعت ایران و دهلی‌ ، ۱ ساعت با هم اختلاف دارند. الان که اینا رو تایپ می‌کنم ساعت به وقت دهلی‌ ۲۳:۴۵ و به وقت ایران ۲۲:۴۵ هست.

امروز صبح بد از صبحانه ، رفتیم گشت شهری . اول رفتیم قبرستون . سر مزار گاندی

بد از اون رفتیم دروازه هند رو دیدیم. بعدش رفتیم معبد هندوها که خیلی‌ جالب بود .

تو معبد هندوها ، نزاشتن دوربین ببریم. اگه می‌بردیم عکسای جالبی‌ میتونستیم بگیریم.

بد از اون هم رفتیم یه جا که یه مناره ۷۰ متری به اسم منارهٔ قطب . که قدمت تاریخی‌ داشت ، که البته برای ورود به اون نفری ۲۵۰ روپیه پول دادیم.


دیگ تا برگردیم هتل ساعت  شد ۱۸:۰۰ .


شأم هم رفتیم یه جا نزدیک هتل و چیز برگر زدیم بر بدن + یه غذا که بدجور تند بود که اشک من در اومد.

در ضمن ناهار امروز رو هم تو مک دونالد خردیم

بقیه باشه سر فرصت

 |+| نوشته شده در  شنبه بیست و ششم شهریور 1390ساعت 23:4  توسط نواب محمدی ملقب به NVB  | 

سفر نزدیک و هنوز دلار تهیه  نکردم

از شانسه بد ما ، بانک هم دلار نمیده

هفتهٔ دیگ جمعه پرواز به سو‌ی دیار ناشناخته :د

 |+| نوشته شده در  چهارشنبه شانزدهم شهریور 1390ساعت 23:41  توسط نواب محمدی ملقب به NVB  | 

سلام به همهٔ دوستان

باز هم یه سفر دیگه

این بار حدس میزنید کجا قراره بریم.

این بر من و سلمان قصد کردیم بریم یه جای دیگه.

حدود ۲ هفته دیگه ، ما عازم هستیم.

در ضمن عکس سفرهای قبلیم رو تو پیج فیسبوکم گذشتم




https://www.facebook.com/navvab.mohammadi



 |+| نوشته شده در  سه شنبه هشتم شهریور 1390ساعت 9:58  توسط نواب محمدی ملقب به NVB  | 
حدود یک ساعته که رسیدیم محمودآباد ، و در واقع سفر ما به پایان رسید .

سفر بسیار عالی و خوبی بود . حدود 4300 کیلومتر رانندگی کردیم . چیزی در حدود 10 گیگابایت عکس گرفتیم :D

البته از اونجایی که کیفیت عکس ها بالا بود ، یه چی حدود 1300-1400  تا عکس شد . شاید هم بیشتر ، دقت نکردم .

دیشب رو رسیدیم به کاشان . از یزد تا کاشان چیزی در حدود 400 کیلومتر راه بود که یک سره رفتیم تا کاشان .

برای شارژ لپ تاپ هم از یک مبدل برق 12 به 220  فندکی استفاده کردیم. مبدل ( اینورتر) رو از قشم خریدم . باهاش هم دوربین رو شارژ میکردیم ، هم لپ تاپ رو 


شب رو رسیدیم کاشان ،  دیدیم هوا سرده و نمیشه توی چادر خوابید .

گشتیم دنبال یه مهمانسرا که سرویس بهداشتی هم داشته باشه .  خلاصه ، گشتیم و جای مناسبی رو نیافتیم .

تصمیم گرفتیم توی چادر بخوابیم :D

هوا سرد ، احتمال بارندگی در نصف شب ، شاید هم بارش برف .  خلاصه تصمیم گرفتیم ، در یکی از پارک های کاشان ، چادر زدیم . دیدیم خیلی سرده ،  اما گفتیم امشب رو باید توی چادر بخوابیم ، خاطره میشه :D

هرچی لباس داشتیم پوشیدیم ، یقه دار و بی یقه و ... همه رو پشت به پشت پوشیدیم . شدیمی مثل اسکیمو ها . گاز پیکنیکی هم آوردیم توی چادر روشن کردیم ، البته ریاد روشن نذاشتیمش ، گفتیم به جای اینکه از سرما یخ بزنیم ، بوسیله گاز مونوکسید کربن  ، کن فیکون می شیم .

نصف شب  دیدیم خیلی سرد شد ، باد هم میومد توی چادر ، لباس اسکیمو هم دیگه اثری نداشت





ادامه مطلب
 |+| نوشته شده در  سه شنبه بیست و چهارم اسفند 1389ساعت 21:1  توسط نواب محمدی ملقب به NVB  | 
hodooDe 1 sa@ pish resiidiiM YazD

DiiiShaB , diige Naraftiim siRJaaN

be HAJI ABAD ke resiidiiM , HamoNja moNdiiM

KaBaaB BeldeRchiiN zaDiiiM , Che KabaaBii Shod :D

tooye yeKii az park haash , chador zadiiM , VA hamoNjaa KHabidiM. 

ShaB yeKam saRd shod, AMma ghaaBEle TahaMMol bod

soBh Ham sa@ 9 be samTe siRjan Va az oNjaa be YazD oMadiM

NahaR ro sa@ 3 khordiiM

Alan ham raaH oftadiM 

Age beresiiM, Shab ro mirim KashaN 

BAeeD midoNam beresiiM. 

ehteMalaN shab miriiM ARDESTAN

edame daraD

 |+| نوشته شده در  دوشنبه بیست و سوم اسفند 1389ساعت 16:31  توسط نواب محمدی ملقب به NVB  | 
 
  بالا